در شكوه سكوت و يأس بيشه بوف كهنسالي لب به حكمتي دور گشود :
هرگز پلنگ را مجروح نكن
و اگر دست به خون كينهي پلنگ آغشتي ، بي درنگ بُكش!
او كه براي كشتن تو خواهد آمد ، روزي ، شبي
بي شك
گرچه لالايي كُنده ها خوش خوابي براي پلنگ ساخته
بترس از آنكه روزي به خون خواهي پلنگ زخمي برخيزد
او كه براي كشتن ماه زاده شود
و خورشيد را به ارمغان آورد،دشت را آفتاب دوباره باز !
يگانه فرزند وحشي بيشه كه شهادت پدر بزرگ را نپذيرد
كمر بسته به قتل سنتِ علفخواري پلنگ!
دودها از كنده ها بر ميخواستند
و سِحرِ فضاي مه زدهي بيشه تا ژرفاي ناب خيال نفوذ ميكرد
آن سيه بخت نوع حيات
افسانه ها را از شدت تكرار به باور نشسته بود در ذهن هاي آنان!
در سكوت طاعون زدهي دشت
همه بي صدا،همه بيگانه با فرياد
بيگانه با كينه،بيگانه با انتقام،بيگانه با اعتراض
بيگانه با خود!
صورت ها به سوگ هيجان نشسته و پلنگها
هيچ زخمي نخورده از ماه،در تندرستي خفته در بستر نا اميدي!
كفتاري آواز افسانهي ماه و پلنگ را سر داده نجوا كنان آرام!
شغالي به طمع صيد جوجهي فاختهي افتاده از لانه تيز ميكرد دندان را
آهوان از رخوت آكنده،
هيچ شوق دويدن نداشتند ،بي صيادي كه واداردشان به دويدن
افعي پير،پاي درخت كهنسال بيشه به كمين بلبل نشسته بود
بلبل از ترس نيش موزيِ افعي لب بسته فرو رفته در كسالت غروب جاودان بيشه
چوپان سر مست چوب دستش را فروخت به يك نيلبك!
آنجا كه صيادي نبود
گوسفندان پروار
چوپان مست آواي نِي
چوپان بيشه ها بي هراس از پلنگي
خوابيده آرام و بي خيال از غم ديرده شدن گوسفندي

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین کیانوش سنجری وبلاگ نویس و فعال حقوق بشر هفته گذاشته در جریان یک دادگاه نمایشی که با حربه ی وزارت اطلاعات برگزار شد تن به خواسته های ناحق قاضی نداده است .
در این دادگاه کیانوش سنجری ضمن رد اتهامات وارده این گفته ی قاضی که اگر اعترافات وزارت اطلاعات را تایید کنی برایت وثیقه صادر می کنیم و آزاد خواهی شد را نیز رد کرد . قاضی بیدادگاه انقلاب نیز پس از شنیدن اظهارات کیانوش اعلام کرد آنقدر در انفرادی می مانی تا بفهمی من چه می گویم . کیانوش نیز که در بدو ورود به دادگاه اعلام کرده بود بدون حضور وکیل مدافعش در دادگاه حضور یپدا نمی کند روند دادرسی را غیر قانونی دانست و اعلام کرد هیچ حرفی برای گفتن ندارم و روند دادرسی را غیر قانونی می دانم .
مامورین وزارت اطلاعات در دادگاه انقلاب با ضرب وشتم کیانوش بار دیگر وی را به بازداشتگاه 209 بازگرداندند و کیانوش در همین حین دستبدند نیز بر دست داشت و در حالی سوار بر ماشین وزارت اطلاعات شد که برای وی چشم بند نیز گذاشته شده بود.اما از زندان اوین خبر می رسد کیانوش سنجری بعد از محاکمه غیر قانونی خود و تن ندادن به خواسته های اطلاعات به شدت تحت فشار قرار گرفته است . این احتمال نیز وجود دارد که کیانوش سنجری بار دیگر تحت شکنجه های جسمی قرار گرفته باشد.
کارزار آزادی کیانوش سنجری با اعتراض به قوه قضاییه اعلام می کند چگونه است که احکام صادره در دادگاه ها بر پایه داشته های وزارت اطلاعات صورت می گیرد ؟آیا قوه قضاییه می داند که زندانیان تحت شکنجه های شدید روحی و جسمی تن به اعترافات دروغین داده اند؟ جای خوشحالی است که کیانوش سنجری هیچ اعترافی بر حضور بازجویان اطلاعات نکرده است و گرنه مشخص نبود قاضی پرونده با وی چه رفتاری داشت.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با هماهنگی قوه قضاییه تمامی حقوق شهروندی انسان ها را زیر پا نهاده است و مهرورزی آقایان دیگر رنگی ندارد.
مادر کیانوش سنجری نیز که دوشنبه با وی ملاقات کرد در حالی زندان اوین را ترک کرد که به شدت گریه می کرد و بنا بر اظهارات منابع درون زندان اوین وضیعت کیانوش را بسیار نگران کننده توصیف کرده است.ما با اعتراض به روند رسیدگی به پرونده های زندانیان سیاسی از سازمان های حقوق بشری برای احقاق حقوق از دست رفته ی این افراد کمک می خواهیم .
دوستان عزیز می توانید برای حمایت از کارزار آزادی کیانوش سنجری نام خود و بلاگتان(در صورت وجود) را به آدرس ایمیلmailto:sossanjari@yahoo.com بفرستید یا نامتان را درقسمت نظراتhttp://sos-sanjari.blogspot.com/ ثبت کنید
|
+|
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 16:11  توسط میرا
|